X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 177394

بایگانی

دسته بندی

یکشنبه 12 شهریور‌ماه سال 1391
بایزید بسطامی

بایزید بسطامی 

 

تابستان چند سال پیش به همراه خانواده به شهر بسطام رفتیم.به دیدار بایزید بسطامی* . در حاشیه شهر نهر آبی رد می شد و ما برای ناهار آنجا را انتخاب کردیم. دیدن زباله های پلاستیکی در آن حال و هوای عرفانی منظره خوشایندی نبود - هرچند دیدن زباله های پلاستیکی در هیچ جای دیگری خوشایند نبوده و نیست - پس به همراه پدر شروع کردیم به پاکسازی نهر و بعد با حالی خوش ناهار خوردیم. نمی دانم کار بایزید بود یا طبیعت ، آب روان نهر با خود یک اسکناس 100 تومنی برایمان آورد. برای ما آن 100 تومنی حکم مراد را داشت.  

 

* ابویزید بسطامی ملقب به سلطان العارفین ،مقام و مرتبه بلند در عرفان و تصوف دارد ،متولد سال 188 هجری و پس از 73 سال زندگی در سال 261 وفات یافت....هفت بارش از بسطام بیرون کردند.شیخ گفت:"چرا مرا بیرون کنید؟" گفتند:"تو مردی بدی،تو را بیرون کنیم."
شیخ گفت :"نیکا شهری که بدش بایزید باشد."
نقلست که شبی از گورستان می آمد،جوانی از بزرگ زادگان بربطی بر سر بایزید زد،سر و بربط هر دو شکستند.جوان مست بود و ندانست که او کیست.بایزید به زاویه خویش آمد ،توقف کرد.بامداد یکی از اصحاب را خواند و پرسید:"بهای بربط چند است؟"
بهای آن معلوم کرد و زر با کمی حلوا در خرقه بست و برای  جوان فرستاد و گفت:"آن جوان را بگوی که بایزید عذر می خواهد ،زر در بهای بربط و حلوا برای آنکه غصه شکستن آن را از دل بیرون کنی."
جوان چون بدانست ،بیامد و از شیخ عذر خواست و توبه کرد و چندین جوان با او توبه کردند... 



یادداشتهای قبلی
رها
we need trees
رادیو
مجله غواصان پارسی
وبسایت رسمی علیرضا قربانی
فیل (وبلاگ های هرمزگانی)
فیروزه جزایری دوما
مسعود منصوری
Free Hugs
کاپوچینو با طعم پاییز
کافه کافکا
موسسه ایده نو دوستدار هرمزگان
چار دیواری
اینفوگرافیک
احمد کارگران
چای دارچین
ماهی بالی
دیده بان محیط زیست ایران
افتو
وبلاگ محمد جعفر مصفا
کافه سوژه
سایت رسمی اهدای عضو در ایران
محک
برنامه جهانی غذا ( WFP)
یونسکو
کلاس زبان آنلاین
مرجع حیات وحش ایران
پایگاه خبری محیط زیست ایران
حفظ محیط زیست
سپهر فریدی
موسسه خیریه مهر گیتی
بانک اطلاعات اهداکنندگان سلولهای بنیادی ایران
لاتیدان